عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

101

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

فقد عظمّته و اذا عجلّته فقد هنأّته و إذا سترته فقد تممّته : كار نيك جز بسه چيز تمام نگردد بكوچك گرفتنش بتند انجام دادنش بپوشانيدنش زيرا تو وقتى كوچكش گيرى البتهّ بزرگش داشتهء و وقتى تند انجامش دهى البتهّ گوارا و پاكيزه اش ساختهء و وقتى پنهانش دارى البتهّ تكميلش كردهء . 2159 الأقاويل محفوظة و السّرائر مبلوّة و كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ : گفتارها نگه داشته شده و رازها دانسته شده است و هر كسى در گرو آنچه كه كرده است مىباشد . 2160 النّاس منقوصون مدخولون إلّا من عصم اللّه سبحانه سائلهم متعنّت و مجيبهم متكلّف يكاد أفضلهم رأيا أن يردهّ عن فضل رأيه : مردم كم گرديده شده‌اند و در خرد آنان علّتى بهمرسيده جز آن كس را كه خداوند پاك نگه دارد از آن مردم آنكه پرسنده است غرضش لغزش طرف است و آنكه پاسخ دهنده است برنج افكنده است نزديك است آنكه رأيش از ديگران رساتر است اين كه بر گرداند او را از نيكو رأيش خوشنودى و خشم . و يكاد أصلبهم عود تنكأه اللّحظة و تستحيله الكلمة الواحدة : است آنكه چوبش از ديگران سخت تر است گوشه و نزديك چشمى به درد آورد او را بيك كلمه از جاى در برود . 2161 ألنّاس فى الدّنيا عاملان عامل فى الدّنيا للدّنيا قد شغلته دنياه عن آخرته يخشّى على من يخلّف الفقر و يأمنه على نفسه فيفنى عمره فى منفعة غيره و عامل فى الدّنيا لما بعدها فجائه الّذى له به غير عمل فأحرز الخطّين معار الدّارين جميعا : مردم در جهان سر گرم دو كاراند يكى در دنيا به كار دنيا است و دنيا او را از آخرتش باز داشته است مى ترسد وارثش نادار شود و ترس ندارى خود را ندارد اين كس روزگارش را بسود ديگرى بپايان مى برد ، ديگرى در دنيا به كار آخرت است روزيش بدون رنج و زحمتى بسويش مى آيد و دو بهره را يك جا دريافت مىكند و دنيا و آخرت را با هم بدست مى آورد . 2162 أللّهمّ احقن دمائنا و دمائهم و أصلح ذات بيننا و بينهم و أنقذهم من ضلالتهم حتّى يعرف الحقّ من جهله و يرعوي عن الغىّ و الغدر من لهج به : بار پروردگارا خون